درواقع همهٴ اين آثار فراموش شده و ممكن بود خود بِنوِنوتو هم فراموش شود، مگر بهخاطر شرح معروفش بر
كمدي الاهي، كه عالمانهترين شرح قديمي و اساس همهٴ مباحثات بعدي در باب دانته است. شرح فرانچسكو دابوتي، كه آن هم از سدهٴ چهاردهم است، بيشتر جنبهدستوري دارد، حال آنكه بِنوِنوتو بهجنبهٴ تاريخي پرداخته است.
دولت فلورانس در سال 1373 يك دوره درس دانتهشناسي تأسيس كرد، كه نخستين مدرس آن بوكاچيو بود. در همان سال (يا در سال 1374)، بِنوِنوتو بهفلورانس رفت تا در آن درسها حضور يابد. اندكي بعد، در سال 1375 بولونيا هم از فلورانس تقليد كرد و بِنوِنوتو براي تدريس در اين زمينه دعوت شد. شرح مبسوط او در بولونيا آغاز شد و حتي مقدم بر درسهايش بود، چون پيشنويس آن در سال 1373 آماده شده بود؛ در فرارا آن را تكميل كرد و آخرين تاريخي كه در آن ذكر كرده سال 1379 است.
شرح كمدي الاهي ناگزير است مانند خود آن جنبهٴ دايرةالمعارفي داشته باشد و بنابراين شرح بِنوِنوتو مأخذ مهم تفكر در سدهٴ چهاردهم است. در اين مورد جاي مبالغه نيست، زيرا عصارهٴ آن در شرحهاي بعدي گنجانده شده، از جمله در شرح ويليام وارِن وِرنُن (1834ـ1919)، كه بيشتر مورد مراجعهٴ خوانندگان انگليسي است.
براي نشان دادن بهرهاي كه ممكن است مورخان علم از آن شرح ببرند دو مثال كافي است: در سرود نوزدهم دوزخ، بِنوِنوتو از اصول كيمياگري بحث ميكند. از آنجا كه همهٴ فلزات از جيوه و گوگرد مشتق شده، تفاوت آنها تصادفي است نه اساسي؛ همهٴ فلزات جز طلا و جيوه ناقص است. استحاله از لحاظ اصولي ناممكن نيست، با اينهمه تمام كساني كه در اين راه اقدام كردهاند ناكام بودهاند.
مهمتر و نامنتظرتر از آن بحث مربوط بهاحتمالات در شرح سرود ششم برزخ است و قديميترين اشاره بهاحتمالات در آثار مكتوب جهان بهشمار ميرود. در آن، بهانداختن سه طاس اشاره شده است. كمترين و بيشترين تعداد خالها 3 و 18 خواهد بود كه تنها بهيك صورت ممكن است و همين در مورد بعدي يعني 4 و 17 صادق است، كه آن هم تنها بهيك صورت (1،1،2) يا (6،6،5) ممكن ميشود. اين غلط است. او نتوانسته ميان تركيب و ترتيب تميز دهد؛ در اين مورد ترتيب و تركيب موردنظر است و سه حالت براي انداختن طاس (1،1،2) يا (6،6،5) وجود دارد. بايد توجه داشت كه اين قطعه نه در چاپ لاتيني لاكائيتا و نه در ترجمهٴ تامبوريني وجود ندارد. اولينبار، ليبري (1838) متوجه آن شد و آن را از يك نسخهٴ خطي متعلق بهخودش نقل كرد، ولي آيا آن متن از بِنوِنوتو بود يا از ياكوپو دلالانا؟ در هر صورت اين قديميترين مسئلهٴ احتمالات مربوط بهاواخر سدهٴ چهاردهم است و تاد هانتر حق داشت كه